تحقیقات بازار هوشمند به کمک تصاویر | بخش دوم

تفکر سیستمی در تحقیقات بازار

 

در بخش اول این مطلب با معرفی و نگاهی کوتاه به بازاریابی تصاویر (photo Marketing) و یا بازاریابی بصری  (Visual Marketing) به این نکته اشاره کردیم که وقتی تصاویر به عنوان حامل پیام بین تجارت و مشتری در نظر گرفته می‌شود، می‌تواند یکی از معتبرترین منابع آماری تحقیقات بازاریابی قرار گیرد. دلایل زیادی وجود دارد که استفاده از تصاویر را نسبت به سایر قالب‌های محتوایی مانند متن، صوت و یا ویدئو توجیه کند اما آنچه مهم است استناد به داده‌هایی که تصاویر در جریان داد و ستد ایجاد می‌کنند. در این مطلب با دو رویکرد جداگانه مبحث تحقیقات بازار بر پایه داده‌های بصری را دنبال می‌کنیم. ابتدا به عنوان یک برند باید چه اصولی را رعایت کنیم تا قادر باشیم رفتار مشتری یا مخاطب را از طریق دادهای بصری ارزیابی و تبدیل به آمار نماییم و در رویکرد دوم از چه ابزارها و بسترهایی می‌توان برای این منظور بهره گرفت؟

اصول اولیه بازاریابی مبتنی بر تصاویر

پیش‌نیاز استفاده از داده‌های بصری برای تحقیقات بازار ، شناخت و درک اصول صحیح بازاریابی به کمک تصاویر است. تصاویر در دنیای تجارت پیرامون محصول یا برند تولید می‌شوند که در بیشتر مواقع شامل هر دو نیز هست. می‌توانید در دنیای تصاویر مجازی هم دنبال ردپای برندها – از جمله برند خودتان –  و هم دنبال محصولات باشید. خود تصاویر تبلیغاتی بعضا به دلیل نوع و ماهیت می‌تواند آمارهای تحقیقات بازار در این حوزه را با خطا مواجه کرده و غیر معتبر نماید. نباید فراموش کنید که در تحقیقات بازار بر اساس داده‌های بصری مبنا تحلیل و شناخت ماشین‌های نر‌م افزار است، پس در صورتی که ورودی مجهول به ماشین داده شود آمار دقیق نیز از آن استخراج نخواهد شد.

گردش ثابت تصاویر آرشیوی بلای جان وب فارسی

تصاویر را تولید کنید، جمع‌آوری و بازنشر نکنید، وقتی یک تصویر مثلا با موضوع کفش، آب معدنی یا لاستیک توسط دهها شرکت یا بنگاه تجاری مورد استناد قرار گیرد، از نظر هوش بصری به داده سوخته یا غیر قابل اعتبار تبدیل خواهد شد. عکسهای معمولی و ساده تولید خودتان به مراتب از آرشیوهای اینترنتی قابل استنادتر و تاثیرگذارتر هستند. تجربه نشان داده است تصاویر و گرافیک‌های اصلی، به مراتب کمتر از نمونه‌های دانلودی یا کپی شده مورد سؤاستفاده قرار می‌گیرد.

تصاویر مستقیم مقدم بر مفاهیم بصری

هر چقدر مفاهیم در معرفی یک محصول یا برند پررنگ‌تر باشد، احتمال خطای جمع‌آوریی و تحلیل تصاویر بیشتر خواهد شد. برای مثال یک شرکت تولید کننده آب معدنی که اکثر تصاویر آن برگرفته از کوه، طبیعت و چشمه هست در مقابل شرکت دیگری که مشخصا داده‌های بصری خود را متمرکز به خود محصول یعنی بطری یا برند تولید می‌کند داده‌های قابل استنادتری به آرشیو دنیای دیجیتال تزریق می‌کند. از تصاویر مبتنی بر مفاهیم کمتر استفاده کنید مگر در جایی که واقعا بدون وجود مفهوم بصری انتقال پیام ممکن نباشد. مثلا یک وکیل برای تبلیغات بصری به مراتب مسیر سخت‌تری را نسبت به تولید کننده شکلات دارد و الزاما تصاویر وی حاوی مفاهیم خواهد بود.

پردازش ماشین، سادگی و تضاد

تصاویر ساده‌تر و در عین حال درای تضاد (contrast) بیشتر برای ماشین نرم‌افزاری بهتر و سریعتر شناخته می‌شوند. نباید از یاد برد که سادگی و تضاد برای کاربران و مخاطبانی که امروزه پیوسته توسط رسانه‌های تبلیغاتی بمباران بصری می‌شوند، جذابیت بیشتری دارد. برای ردیابی بهتر تاثیر تصاویر برندتان از تصاویری با پس زمینه خلوت، تضاد زیاد اسفاده کنید. موضوع دیگر استفاده از فونت یا قلم‌های استاندارد برای درج نام محصول یا برند هست. تایپوگرافی یا قلم‌های هنری اگرچه جذاب هستند ممکن است به آسانی توسط ماشین شناسایی نشوند.

روی دوم سکه تحقیقات بازار بصری

تمام مواردی که به عنوان اصول اولیه تحقیقات بازار مبتنی بر تصویر ذکر شد دارای فصل و مرز مشترکی بازاریابی محتوا است با این حال عدم شناخت و رعایت این اصول باعث می‌شود دنبال کردن مسیر تاثیر و تفکیک محصولات در نزد مشتری سخت و تقریبا غیر ممکن شود. سوال مهمی که در اینجا مطرح است نحوه تحلیل و استخراج اطلاعات بصری از کل حوزه یک رسانه پیرامون یک موضوع است.بدیهی و طبیعی است که برای یک مدیر بازاریابی داده‌های این بخش از جذابیت و اهمیت بیشتر برخوردار باشد که به همین نسبت هم دقت و سختی خاص خود را خواهد داشت. در بخش‌های آتی این مطلب به معرفی ابزارها یا روش‌های تحقیقات بازار مبتنی بر تصویر خواهیم پرداخت.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید