منابع داخلی داده‌های ثانویه در تحقیقات بازاریابی

منابع داخلی داده‌های ثانویه در تحقیقات بازاریابی

کمپانی‌ها همه روزه اطلاعاتی را از تولید و مبادلات تجاری خود ثبت می‌کنند. اطلاعاتی نظیر سفارشات ثبت شده، هزینه‌های ثبت شده، گزارشات فروش و گزارشات فنی. به این منابع، منابع ثانویه داخلی می‌گویند. هر چند مکن است این اطلاعات به منظور دیگری جمع آوری شده باشند، می‌توان از آن‌ها در انجام تحقیق بازاریابی بهره گرفت. برای اینکه از داده‌های ثانویه داخلی بتوان به کاراترین نحو ممکن استفاده کرد، لازم است که شرکت دارای یک سیستم اطلاعاتی قوی باشد.

مبنا برای سوابق حسابداری مرتبط با فروش، فاکتور فروش می باشد. فاکتور فروش معمولی دارای میزان قابل ملاحظه ای از اطلاعات در خود می باشد که عموما مشتمل است بر نام مشتری، محل مشتری، اقلام سفارش شده، مقادیر سفارش شده، مقادیر حمل شده، بهای کل دلاری، سفارشات تحویل نشده، تخفیف های تخصصی، تاریخ حمل و روش حمل. بعلاوه فاکتور مذکور اغلب حاوی اطلاعاتی در زمینه قلمرو فروش، نماینده فروش و انبار کالای ارسالی می باشد.

این اطلاعات هنگامی که با داده های مربوط به هزینه ها، طبقه بندی صنعت و محصول و نیز داده های حاصل از تماس های فروش همراه شوند، مبنایی را جهت تجزیه و تحلیل جامع از فروش بر حسب محصول، مشتری، صنعت، ناحیه جغرافیایی، قلمرو فروشنده و نماینده فروش و نیز میزان سودآوری هر مقوله فروش در اختیار قرار می دهد.

متاسفانه اغلب سیستم های حسابداری شرکت ها قبل از هر چیزی به جای پشتیبانی از تصمیمات، بیشتر با انگیزه های مالیاتی طراحی شده اند.

در حال حاضر تنها تعداد کمی از سازمان ها قادرند به خوبی داده های مورد نیاز جهت انواع تحلیل هایی را که هم اینک توصیف شد بازیابی نمایند. فشارهای رقابتی، مدیران کارکشته تر و سیستم های ارتقاء یافته اینک مشغول بهبود بخشیدن به این وضعیت هستند.

مخارج تبلیغات، مخارج نیروی فروش و داده های مربوط به موجودی ها، انواع دیگر داده های قابل دسترس هستند که در جهت مقاصد تحقیقاتی مفید هستند. به عنوان مثال از یک کارآموز رشته مدیریت خواسته شد که بهترین کاهش قیمت را برای فروشگاهی که به فروش رنگ با تخفیف مشغول بود برآورد نماید. بررسی سوابق تبلیغاتی این فروشگاه به این کارآموز امکان داد که زمان بندی فروش های متعدد را در حالت تخفیف های مختلف در طی چند سال گذشته شناسایی کند.سوابق فروش این شرکت امکان یک برآورد دقیق از واحدهای فروخته شده در طی هر دوره فروش را فراهم می ساخت. با ترکیب این دو منبع داده ها فرد کارآموز قادر بود که یک برآورد مفید از کشش قیمتی تقاضا برای محصول رنگ شرکت به عمل آورد. به علاوه او قادر بود تا یک فصل از سال را که در آن کشش تقاضا بطور غیر عادی بالا و یک فصل دیگر را که نسبتا پایین بود جدا نماید.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.