تفاوتهای بازارپژوهی و کاربرپژوهی(بخش اول)

تفاوتهای بازارپژوهی و کاربرپژوهی(بخش اول)

با افزایش روز افزون بکارگیری پروژه های تحقیقات بازار و تجربه کاربری توسط سازمانها ، این سردرگمی که تفاوت بازارپژوهی با کاربرپژوهی در چیست، بیشتر از پیش به چشم میخورد.

حال در بخش اول این نوشتار، با استفاده از تعریف این دو رویکرد به توضیح تفاوتهای آنها می پردازیم.

و در بخش دوم که پس از این نوشته به انتشار خواهد رسید، با یک مثال به توضیح تفاوتها خواهیم پرداخت.

بازارپژوهی چیست؟

بازار پژوهی یک فرآیند سیستماتیک از جمع آوری و تحلیل داده مشتریان هدف،رقابت های موجود در بازار و محیط بازار هدف است که به ساخته شدن برنامه های بازاریابی،برندینگ ،ارتباطات،موقعیت سازی و تصمیمات حوزه قیمت گذاری کمک می نماید.

در این فرآیند هدف اصلی درک این امر است که مردم چه چیز میخرند و چه چیز باعث می گردد که تصمیم بگیرند محصول شما را بخرند.

بازارپژوهی متکی به حجم انبوهی از دسته های آماری معنادار است که در اغلب پژوهش منجر به استفاده از روشهایی می شود که  می تواند برای حجم های  بسیار بزرگتر بکار گرفته می شوند.متاسفانه اینگونه تحقیقات به شکل گسترده ای بیشتر از آنکه به آنچه مردم انجام میدهند بپردازند ، متکی بر روشهای خود اظهاری می شود که خود مردم در مورد خودشان می گویند.

market-research

تحقیقات بازار معمولا بر مبنای داده های ارائه شده خود افراد از ذهنیاتشان است که محدودیتهای خاص خود را به همراه دارد.

بازارپژوهی برای دریافت نظرات مشتریان و کاربران نسبت به محصولی که وجود دارد بسیار مناسبت است اما، برای درک فرصتهای نووآورانه چندان مطلوب به نظر نمی رسد.

از ویژگی های منحصر بفرد پژوهشهای بازار می توان به آشکار نمودن میزان تدریجی بهبود یک راهکار اشاره نمود.

کاربرپژوهی چیست؟

کاربرپژوهی در آن سوی داستان قرار دارد و بر درک جنبه های رفتاری کاربران تمرکز می نماید و با دقت به بررسی نیازهای مختلف کاربر می پردازد.اینگونه پژوهشها منجر به تصمیمات خاص طراحی در باب اینکه مردم چگونه دوست دارند از این محصول استفاده کنند و اینکه چگونه باید برای استفاده از آنها تعامل کنند، می شوند.

کاربرپژوهی بر روی جنبه های رفتاری مختلف کاربر بر روی دامنه های علوم مختلف تمرکز می نماید.همچنین این دانش را در خدمت درک مشوق های مورد پسند کاربران قرار می دهد که انتظار می رود خروجی این بررسی ها خدمات مورد انتظار مطابق میل کاربران باشد.

currents_ux_image1-400x258

به دلیل آنکه پژوهشهای کاربری برای اخذ تصمیمات طراحی بکار می روند، نیازی به جمع آوری گروههای نمونه بزرگ نیست. از گذشته بیان شده که ۳ تا ۵ کاربر می توانند نزدیک به ۸۰ درصد دغدغه های طراحی را درک نموده و بیان کنند. یکی از محاسن استفاده از سایز نمونه کوچک این است که شما قادر به جمع آوری داده های قابل مشاهده و هدفمند بیشتری هستید و برای انجام پژوهشهای تکراری نتایج را بهبود دهید.

 

جمع بندی:

آنچه مردم می گویند  و آنچه انجام می دهند بسیار متفاوت است. پژوهشهای مبتنی بر مشاهده و بررسی نیازهای مشتریان یا کاربران باید بر دو اصل هدفمندی و دقت بالا در راستای تعریف نیازهای آنها تاکید نماید،حتی اگر مشتریان و کاربران ما ندانند که واقعا به چه چیز احتیاج دارند.در چنین شرایطی این ما هستیم که باید با انتخاب صحیح روش پژوهش بین بازارپژوهی یا کاربرپژوهی به دو اصل هدفمندی و دقت بالا دست یابیم.

منبع: Linedex.com

برگردان : میلاد مهرآرام

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.