تفاوتهای بازارپژوهی و کاربرپژوهی(بخش دوم)

تفاوتهای بازارپژوهی و کاربرپژوهی(بخش دوم)

در نوشتار بخش اول به توضیح تفاوتهای بازارپژوهی و کاربرپژوهی از طریق بیان تعریف هر دو نوع پژوهش پرداختیم.حال وقت آن رسیده که در این بخش با ذکر یک مثال به تفاوتهای آن ها بصورت جزیی تر بپردازیم.

نمونه موردی:

سالها پیش صنعت چمدان های مسافرتی دچار رکود شدید شد و متخصصان بازار پژوهی از مشتریان می شنیدند که آنها خواستار چمدانهایی سبکتر برای مسافرت هستند.به همین دلیل برای سالهای زیادی به شرکتها توصیه شد چمدانهای سبکتری تولید کنند و آن شرکتها نیز تمرکز خود را بر ساخت چمدانهای سبکتر گذاشتند.

luggages

اما در این میان یک شرکت محققان خود را برای مشاهده مسافران به فرودگاهها فرستاد تا مشتریان را هنگام استفاده از چمدانها مشاهده کنند. آنها به اینکه توجه کردند که تا چه میزان چمدانها در جابجایی و حمل دست و پا گیر هستند، مخصوصا زمانی که در راهروهای طولانی فرودگاه جابجا و حمل می شوند. بنابراین تصمیم گرفتند که بجای تمرکز بر ساخت چمدانهای سبکتر، تمرکز خود را بر اضافه کردن چرخ های چمدان معطوف کنند و این شروع یک انقلاب در طراحی چمدان شد.

carry-onluggage

شما نمی توانید همیشه ازیک مسیر مشخص به مقصد برسید.

مسیر رسیدن به یک هدف بسیار پیچیده است در حدی که شما نمی توانید آن مسیر را توضیح دهید و آن را به شخصی دیگر نشان دهید.

بازخورد ها به یک طراحی انجام شده معمولا محدود به درک راهکار موجود و ایجاد یک بهبود تدریجی همان محصول می گردد و در واقع به یک بینش خلاقانه منجر نمی شود. کاربران معمولا در فکر کردن در مورد خارج از محدوده محصول قوی عمل نمی کنند. پس تا زمانی که تیم شما در مورد محصول بسیار آگاه تر از کاربران شما هستند،  انتظار می رود که با مشاهده مشتریان یا کاربران خود به یافتن فرصتهای خلاقانه دست یابید.

بازارپژوهی به یافتن یک مسیر برای انتخاب راه حل منجر می شود اما کاربرپژوهی شما را به سمت تصمیماتی در حوزه طراحی خواهد برد.

 

بازارپژوهی در مقابل کاربرپژوهی

خواسته ها در مقابل نیازها

کنش در مقابل واکنش

مقادیر آماری معنا دار در مقابل مقادیر کافی

تدریجی در مقابل خلاقانه

زمانبر در مقابل سریع

کمیاب در مقابل تکرار شونده

موضوعی در مقابل هدفمند

مسیر در مقابل طراحی

 

جمع بندی:

ما نمی توانیم در نگاه اول بگوییم که برای کدام محصول کدام نوع پژوهش انجام شده است و حتی برای آینده آن محصول نیز یک نوع خاصی از پژوهش را توصیه کنیم.

اما بصورت عمومی می توان گفت که اگر یک محصول خصوصیات متداول و مورد پسند کاربران را داشت، قابل حدس است که از بازارپژوهی برای آن استفاده شده است اما اگر محصول به صورت خاص یک مسئله از کاربران را حل نموده باشد شاید بتوان حدس زد که از کاربرپژوهی استفاده کرده است.

هر کدام متدهای ذکر شده استفاده خاص خودشان را دارند اما یادمان باشد که برای حل مسائل بازار از کاربرپژوهی استفاده نکنیم و برای تصمیمات طراحی دست به بازارپژوهی نزنیم!

 

منبع: Linedex.com

برگردان : میلاد مهرآرام

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.